تبلیغات
این جا همه چی در هم ه - زندگینامه علی ابن مهزیار اهوازی
 
این جا همه چی در هم ه
جمعه 6 اسفند 1389 :: نویسنده : ماز یار

یا اباصالح مولای من

 

عمری است که در دام ولای تو اسیرم

از عـمـر گـران بی رخ زیبـای تـو سیـرم

تنها ز خدا خواهشم این است در عالم

یـک بـار تـو را ب

 

بنام خدا

حضرت علی بن مهزیار دورقی اهوازی ( ره ) یکی از کهکشان های علم و معرفت با کنیه

( ابوالحسن ) می باشد . ایشان در سال ۱۸۰ هجری در دورق ( شادگان ) پا به عرصه وجود

گذاشت و در سال ۲۵۴ هجری تقریبا در سن ۷۰ سالگی دار فانی را وداع گفت و در محلی بنام

خزعلیه ( خرمکوشک ) اهواز چشم از جهان فرو بست ، این عالم جلیل القدر مفتخر به

مصاحبت و نیابت نزد چهار معصوم از اهل بیت عصمت و طهارت ( امام رضا ، امام جواد ،

حضرت امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام ) می باشد . پس از درگذشت عبدالله

بن جندب صحابه بزرگ امام صادق علیه السلام ، امام موسی علیه السلام و امام رضا علیه

السلام ، حکم جانشینی علی بن مهزیار ( ره ) به جای عبدالله بن جندب توسط آقا امام رضا

علیه السلام صادر گردید و این مرد بزرگ مقام وکالت امور مردم اهواز و خوزستان را عهده دار

شد .

                نکته ای در مورد اسلام آوردن علی بن مهزیار اهوازی ( ره )

 نگاهی به زندگی علی بن مهزیار ما را به این حقیقت می رساند که او اولین قدم را استوار بر

داشته است . بی شک مسیحیت نمی توانسته او را راضی کند لذا در آن نه توقف می کند و نه

تعصب بی جا می ورزد ، مانند پدر دست از مسیحیت می کشد و به اسلام مشرف می شود .

آن چه مسلم است . چشم باز و دل با معرفت او است که هیچ حجابی میان خود و خدا نمی

بیند .

آری علی بن مهزیار انسانی از انسانهای نیکو نهاد و پاک سرشت بود که نور معرفت الهی بر

اثر نزدیکی و مصاحبت با اهل البیت علیهم السلام بر ایشان تابیدن گرفت و قلب نازنین ایشان

را با انوار الهی نورانی و منور ساخت ، تا با این روشنائی به کامل ترین دین یعنی اسلام روی

بیاورد ، و در انجام فرائض و دستورات دین مبین اسلام آن چنان دقت و مراقبت می فرمود

که :الگوئی برای تمامی شیعیان گردید .

 نامه ای از امام محمد تقی حضرت جواد علیه السلام به علی بن مهزیار اهوازی

رحمه الله علیه

بنام خداوند بخشنده همربان ، ای علی ، خداوند پاداش تو را نیکو گرداند و در بهشتش جایت

دهد و در دنیا و آخرت ، تو را از فلاکت و بدبختی دور دارد ، و در روز قیامت با ما محشور نماید ،

ای علی من تو را امتحان و آزمایش کردم ، در خیر خواهی ، نصیحت پذیری ، اطاعت خدا ،

خدمت به مردم ، متانت و انجام آنچه که وظیفه ات بود .

اگر بگویم من کسی را مانند تو ( متعهد ، مسئول و فداکار ) ندیده ام امیدوارم که راست گفته

باشم ، خداوند به خاطر فعالیت هایت ، تو را در بهشت جاویدان منزل دهد ، موقعیت تو از من

پوشیده نیست ، کارهایت را در گرما و سرما مشاهده می کنم ، می بینم که شبانه روز چه

تلاشی داری ، از درگاه خداوند مسئلت دارم که در روز قیامت هنگامی که همه مخلوقات گرد

آمده اند الطافی شامل حال تو گرداند ، که همه حسرت برند ، و غبطه بخورند .

 مسلم است که خدا شنونده دعا و درخواست است ینـم و صـد بـار به مـیـرم

. تشرف علی بن مهزیار اهوازی(ره)

جناب علی بن مهزیار(ره) فرمود:
« بیست بار با قصد این که شاید به خدمت حضرت صاحب الامر علیه السلام برسم، به حج مشرف شدم؛ اما در هیچ کدام از سفرها موفق نشدم. تا آن که شبی در رختخواب خوابیده بودم، ناگاه صدایی شنیدم که کسی می گفت: ای پسر مهزیار، امسال به حج برو که امام خود را خواهی دید. شادان از خواب بیدار شدم و بقیه شب را به عبادت سپری کردم.
صبحگاهان، چند نفر رفیق راه پیدا کردم، و به اتفاق ایشان مهیای سفر شدم و پس از چندی به قصد حج به راه افتادیم. در مسیر خود وارد کوفه شدیم. جستجوی زیادی برای یافتن گمشده ام نمودم؛ اما خبری نشد؛ لذا با جمع دوستان به عزم انجام حج خارج شدیم و خود را به مدینه رساندیم. چند روزی در مدینه بودیم.

باز من از حال صاحب الزمان علیه السلام جویا شدم؛ ولی مانند گذشته، خبری نیافتم و چشمم به جمال آن بزرگوار منور نگردید. مغموم و محزون شدم و ترسیدم که آرزوی دیدار آن حضرت به دلم بماند. با همین حال به سوی مکه خارج شده و جستجوی بسیاری کردم؛ اما آن جا هم اثری به دست نیامد. حج و عمره ام را ظرف یک هفته انجام دادم و تمام اوقات در پی دیدن مولایم بودم.

روزی متفکرانه در مسجد نشسته بودم. ناگاه در کعبه گشوده شد. مردی لاغر که با دو بُرد (لباسی است) احرام بسته بود، خارج گردید و نشست. دل من با دیدن او آرام شد. به نزدش رفتم. ایشان برای احترام من، برخاست.
مرتبه دیگر او را در طواف دیدم. گفت: اهل کجایی؟
گفتم: اهل عراق.
گفت: کدام عراق؟
گفتم: اهواز.
گفت: ابن خصیب را می شناسی؟ گفتم: آری.
گفت: خدا او را رحمت کند؛ چقدر شبهایش را به تهجد و عبادت می گذرانید و عطایش زیاد و اشک چشم او فراوان بود. بعد گفت: ابن مهزیار را می شناسی؟ گفتم: آری، ابن مهزیار منم.
گفت: حیاک الله بالسلام یا اباالحسن ( خدای تعالی تو را حفظ کند ). سپس با من مصافحه و معانقه نمود و فرمود:
یا اباالحسن، کجاست آن امانتی که میان تو و حضرت ابومحمد ( امام حسن عسکری علیه السلام ) بود؟

گفتم: موجود است و دست به جیب خود برده، انگشتری که بر آن، دو نام مقدس محمد و علی علیهما السلام نقش شده بود، بیرون آوردم. همین که آن را خواند، آن قدر گریه کرد که لباس احرامش از اشک چشمش تر شد و گفت: خدا تو را رحمت کند یا ابا محمد؛ زیرا که بهترین امت بودی. پروردگارت تو را به امامت شرف داده و تاج علم و معرفت بر سر نهاده بود. ما هم به سوی تو خواهیم آمد.
بعد از آن به من گفت: چه می خواهی و در طلب چه کسی هستی، یا ابا الحسن؟
گفتم: امام محجوب از عالم را.
گفت: او محجوب از شما نیست؛ لکن اعمال بد شماست او را پوشانیده است. برخیز به منزل خود برو و آماده باش. وقتی که ستاره جوزا غروب کرد و ستاره های آسمان درخشان شد، آن جا من در انتظار تو، میان رکن و مقام ایستاده ام.

ابن مهزیار می گوید: با این سخن روحم آرام شد و یقین کردم که خدای تعالی به من تفضل فرموده است؛ لذا به منزل رفته و منتظر وعده ملاقات بودم، تا آن که وقت معین رسید. از منزل خارج و بر حیوان خود سوار شدم؛ ناگاه متوجه شدم آن شخص مرا صدا می زند: یا ابا الحسن بیا. به طرف او رفتم.

سلام کرد و گفت: ای برادر، روانه شو. و خودش به راه افتاد. در مسیر، گاهی بیابان را طی می کرد و گاه از کوه بالا می رفت. بالاخره به کوه طائف رسیدیم. در آن جا گفت: یا ابا الحسن، پیاده شو نماز شب بخوانیم.
پیاده شدیم و نماز شب و بعد هم نماز صبح را خواندیم.
باز گفت: روانه شو ای برادر، دوباره سوار شدیم و راههای پست و بلندی را طی نمودیم، تا آن که به گردنه ای رسیدیم. از گردنه بالا رفتیم؛ در آن طرف، بیابانی پهناور دیده می شد. چشم گشودم و خیمه ای از مو دیدم که غرق نور است و نور آن تلألویی داشت.

آن مرد به من گفت: نگاه کن. چه می بینی؟
 گفتم: خیمه ای از مو که نورش تمام آسمان و صحرا را روشن کرده است.
گفت: منتهای تمام آرزوها در آن خیمه است. چشم تو روشن باد.
وقتی از گردنه خارج شدیم، گفت: پیاده شو که این جا هر چموشی رام می شود. از مرکب پیاده شدیم.
گفت: مهار حیوان را رها کن. گفتم: آن را به چه کسی بسپارم؟
گفت: این جا حرمی است که داخل آن نمی شود، جز ولیّ خدا.
مهار حیوان را رها کردیم و روانه شدیم، تا نزدیک خیمه نورانی رسیدیم.
گفت: توقف کن، تا اجازه بگیرم. داخل شد و بعد از زمانی کوتاه بیرون آمد و گفت: خوشا به حالت که به تو اجازه دادند.

وارد خیمه شدم. دیدم ارباب عالم هستی، محبوب عالمیان، مولای عزیزم، حضرت بقیة الله الاعظم امام زمان مهربانم روی نمدی نشسته اند. چرم سرخی بر روی نمد قرار داشت، و آن حضرت بر بالشی از پوست تکیه کرده بودند. سلام کردم.
بهتر از سلام من، جواب دادند.
 در آن جا چهره ای مشاهده کردم مثل ماه شب چهارده، پیشانی گشاده با ابروهای باریک کشیده و به هم پیوسته. چشمهایش سیاه و گشاده، بینی کشیده، گونه های هموار و برنیامده، در نهایت حسن و جمال. بر گونه راستش خالی بود مانند قطره ای مِشک که بر صفحه ای از نقره افتاده باشد.
 موی عنبر بوی سیاهی داشت، که تا نزدیک نرمه گوش آویخته و از پیشانی نورانی اش نوری ساطع بود مانند ستاره درخشان، نه قدی بسیار بلند و نه کوتاه؛ اما کمی متمایل به بلندی، داشت.
آن حضرت روحی الفداه را با نهایت سکینه و وقار و حیاء و حسن و جمال، زیارت کردم، ایشان احوال یکایک شیعیان را از من پرسیدند. عرض کردم: آنها در دولت بنی عباس در نهایت مشقت و ذلت و خواری زندگی می کنند.
فرمودند:
«
ان شاء الله روزی خواهد آمد که شما مالک بنی عباس شوید و ایشان در دست شما ذلیل گردند.
بعد فرمودند:
پدرم از من عهد گرفته که جز، در جاهایی که مخفی تر و دورتر از چشم مردم است، سکونت نکنم؛ به خاطر این که از اذیت و آزار گمراهان در امان باشم تا زمانی که خدای تعالی اجازه ظهور بفرمایید.

و به من فرموده است:
فرزندم، خدا در شهرها و دسته های مختلف مخلوقاتش همیشه حجتی قرار داده است تا مردم از او پیروی کنند و حجت بر خلق تمام شود. فرزندم، تو کسی هستی که خدای تعالی او را برای اظهار حق و محو باطل و از بین بردن دشمنان دین و خاموش کردن چراغ گمراهان، ذخیره و آماده کرده است. پس در مکانهای پنهان زمین، زندگی کن و از شهرهای ظالمین فاصله بگیر و از این پنهان بودن وحشتی نداشته باش؛ زیرا که دلهای اهل طاعت، به طرف تو مایل است، مثل مرغانی که به سوی آشیانه خود پرواز می کنند و این دسته کسانی هستند که به ظاهر در دست مخالفان خوار و ذلیل اند؛ ولی در نزد خدای تعالی گرامی و عزیز هستند.

اینان اهل قناعت و متمسک به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و تابع ایشان در احکام دین و شریعت می باشند. با دشمنان طبق دلیل و مدرک بحث می کنند و حجتها و خاصان درگاه خدایند؛ و در صبر و تحمل اذیت از مخالفان مذهب و ملت چنان هستند که خدای تعالی، آنان را نمونه صبر و استقامت قرار داده است و همه این سختیها را به جان و دل می پذیرند.

فرزندم، بر تمامی مصایب و مشکلات صبر کن؛ تا آن که خدای تعالی وسایل دولت تو را مهیا کند و پرچمهای زرد و سفید را بین حطیم و زمزم بر سرت به اهتزار درآورد و فوج فوج از اهل اخلاص و تقوی نزد حجرالاسود به سوی تو آیند و بیعت نمایند. ایشان کسانی هستند که پاک طینتند و به همین جهت قلبهای مستعدی برای قبول دین دارند و برای رفع فتنه های گمراهان بازوان قوی دارند.
 آن زمان است که درختان ملت و دین بارور گردد و صبح حق درخشان شود. خداوند به وسیله تو ظلم و طغیان را از روی زمین برمی اندازد و امن و امان را در سراسر جهان ظاهر می نماید. احکام دین در جای خود پیاده می شوند و باران فتح و ظفر زمینهای ملت را سبز و خرم می سازد.


بعد فرمودند: آنچه را در این مجلس دیدی باید پنهان کنی و به غیر اهل صدق و وفا و امانت اظهار نداری. »

ابن مهزیار می گوید: چند روزی در خدمت آن بزرگوار ماندم و مسائل و مشکلات خود را سؤال نمودم. آنگاه مرخص شدم تا به سوی اهل و خانواده خود برگردم.
در وقت وداع، بیش از پنجاه هزار درهمی که با خود داشتم، به عنوان هدیه خدمت حضرت تقدیم نموده و اصرار کردم که ایشان قبول نمایند.
مولای مهربان تبسم نموده و فرمودند: این مبلغ را که مربوط به ما است در مسیر برگشت استفاده کن و به طرف اهل و عیال خود برگرد؛ چون راه دوری در پیش داری.

بعد هم آن حضرت برای من دعای بسیاری فرمودند. پس از آن خداحافظی کردم و به طرف شهر و دیار خود بازگشتم.

 

چکیده زندگی علی ابن مهزیار اهوازی

علی بن مهزیار اهوازی

«ای علی خدا پاداش نیکو به تو دهد و در بهشت خود ساکن گرداند ...»

(فرازی از نامه امام جواد(ع) به علی بن مهزیار اهوازی)

خوزستان عالم پرور

خوزستان یکی از استان های کشور پهناور ماست که از دیرباز نقش بسزایی درگسترش و ترویج فرهنگ عمیق اسلامی داشته و در درون خود راویان و عالمان بزرگوار و گرانسنگ را پرورش داده است بزرگانی همچون:

حسن بن سعید اهوازی، حسین بن سعید اهوازی، علی بن ابراهیم مهزیار اهوازی،محمد بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی، علامه بزرگوار شیخ مرتضی انصاری، علامه حاج شیخ محمد تقی شوشتری و بسیاری دیگر از استوانه های علمی که هر کدام مانند چراغی راه را برای مشتاقان روشن می ساختند و عاشقان هدایت را به سرچشمه زلال رستگاری رهنمون بودند.

در این میان شهر قدیمی اهواز که مرکز این استان است از ویژگی خاصی برخورداراست چنانچه ملاحظه شد جمعی از راویان ائمه اطهار(ع) در این شهر پرورش یافتند وکلمات حیاتبخش ائمه معصومین را از آنان می آموختند و به گوش عاشقان اهل بیت می رساندند و در مواقع لزوم سربازان علمی ائمه بودند و در مصاف با دشمنان اهل بیت با قلمشان قلب خصم را نشانه می رفتند و مذهب تشیع را از هجوم نامحرمان مصون می ساختند.

از جمله آن بزرگواران راوی والامقام علی بن مهزیار اهوازی است که در میان مردم خوزستان شخصی شناخته شده و باارزش است در این نوشتار همت ما این است که مردم خوب کشورمان را با راوی دیگری از خیل راویان نور آشنا سازیم و قدمی هر چندناچیز در راستای احیای نام و جایگاه آن بزرگان در میان اقشار مختلف مردم برداشته باشیم.

ستاره خوزستان

علی بن مهزیار اهوازی از فقهاء و محدثان مشهور و بزرگ شیعه بودکه علاوه بر مقام علمی و فقهی از برجستگی های اخلاقی ارزنده ای نیز برخوردار بود.

او در میان خانواده ای مسیحی دیده به جهان گشود و رشد و نمو یافت ولی چند سالی بیش از بهار عمر او نگذشته بود که بالطف خداوند متعال پدر او به دین اسلام مشرف شد و او نیز اسلام را دین خود قرار داد. در این زمینه رجال شناس معروف نجاشی درکتاب خویش اینگونه نگاشته است:

علی بن مهزیار اهوازی کنیه اش ابوالحسن بود و از مردم دورق محسوب می شد و پدرش دارای دین مسیح بود و بعدها مسلمان شد و علی نیز در همان دوران کودکی به دین اسلام مشرف شد و خداوند بالطف خویش او را بصیر در دین نمود.

وی از صحابی خاص حضرت رضا(ع) و حضرت امام جواد و امام هادی(ع) به شمار می رفت و در نزد این امامان هدایت دارای منزلتی بس عظیم بود.

شرح حال این دانشمند بزرگ در منابع مهم رجالی بیان شده و همانگونه که مرحوم نجاشی بیان کردند کسی او را مورد سرزنش و نکوهش قرار نداده است. شیخ طوسی دررجال خویش علی را از اصحاب حضرت رضا می داند و می فرماید:

«او دانشمندی مورد اعتماد و دارای اعتقادی راسخ و صحیح بود و از اصحاب امام جواد و امام هادی نیز به حساب می آمد».

کشی از دیگر رجال شناسان معروف اینگونه از وی یاد می کند:«علی بن مهزیارمسیحی بود ولی خداوند متعال او را هدایت کرد. وی از مردم هند(هندیجان) بود که از روستاهای فارس محسوب می شد که بعدها در اهواز سکنی گزید».

معاصران فرهیخته

از جمله فقهائی که با علی بن مهزیار هم عصر بودند حسین بن سعید اهوازی است او نیز افتخار شاگردی سه تن از ائمه بزرگوار شیعه (علیهم السلام) را داشت و در کتابهای رجالی زمانی که از او سخن به میان آمده به نیکی از او یاد شده است.

حسین برادری بنام حسن نیز داشت که او هم از علمای معاصر علی بن مهزیار ودارای مقام والایی بود و در اغلب موارد نام این دو راوی اهل بیت در کنار هم ذکرمی شود.

ابن ندیم در فهرست خود از دانش و علم فراوان آن دو دانشمند یاد می کند:«دانش این دو برادر در عصر خود از هر دانشمند دیگری و سیعتر بود و در فقه از برجستگی خاص برخوردار بودند آنها با حضرت جواد(ع) مصاحبت داشتند و از وجود آن حضرت بهره می جستند».

از دیگر بزرگان و دانشمندان عصر او فرزند برومند وی محمد بن علی بن مهزیاراست که از اصحاب امام هادی(ع) شمرده می شود وی بسیاری از افتخارات پدر را داراو از جایگاه علمی خاصی برخوردار بود.

از سید بن طاووس در کتاب «ربیع الشیعه » نقل شده که محمد بن علی بن مهزیاراز سفیران و نمایندگان حضرت ولی عصر(عج) بوده است.

مقام محمود

علی بن مهزیار از خواص حضرت جواد(ع) بود و دوستی نزدیکی با حضرت داشت و بسیاری از روایات را که علی نقل می کند از امام جواد(ع) است.

در موارد متعددی وی از جانب امام جواد(ع) مورد تمجید قرار گرفت و بارها حضرت دعای خیر خویش را نصیب علی ساخت.

کشی در کتاب خویش به تعدادی از نامه هائی که حضرت در جواب نامه های علی، برای او مرقوم فرموده بود اشاره می کند در نامه ای حضرت به آن محدث بزرگ اینگونه مرقوم می دارد:

نامه ات به من رسید و از محتوای آن مطلع شدم مرا غرق شادی و سرور کردی خداوندتو را خوشحال گرداند...

روزی از روزها علی بن مهزیار نامه ای خدمت حضرت جواد مرقوم می دارد و از حضرت می خواهد که او را دعا کند حضرت طی نامه ای اینگونه مرقوم می فرماید:اما راجع به دعائی که از من خواسته بودی. تو نمی دانی که خداوند تو را در نزد من چگونه قرارداده که به خاطر محبتی که به تو دارم گاهی تو را به نامت می خوانم. خداوند آنچه را به تو روزی کرده به بهترین شکل پایدار گرداند و با خشنودی من از تو، او هم از تو خشنود گردد و تو را به آرزویت نائل گرداند و با حمت خودش تو را درفردوس اعلی میهمان سازد. خداوند ترا حفظ کند و دوست بدارد.

اگر کسی بخواهد مقام و منزلت علی را در نزد ائمه دریابد یکی از بهترین راه هاتوفیعات و نامه هائی است که آن بزرگان برای او مرقوم فرمودند در نامه ای دیگرحضرت جواد(ع) علی بن مهزیار را اینگونه مورد لطف و عنایت قرار می دهند.

ای علی خداوند پاداش نیک به تو دهد و در بهشت خود ساکن گرداند و از ذلت وخواری در دنیا و آخرت بر حذر دارد و تو را با ما محشور فرماید ... اگر بگویم من کسی را مانند تو ندیده ام امیدوارم که راست گفته باشم.

عالم عابد

علی در کنار علوم فراوانش دریایی از عبودیت و پرستش خالق بودعبادتهای او در نزد آشنایان و دوستان معروف بود با طلوع خورشید علی به سجده می رفت و سراز سجده بر نمی داشت تا اینکه برای هزار نفر از دوستان و برادران دینی خویش دعا کند، همان دعائی را که برای خود از خداوند می خواست.

وقتی به پیشانی او نگاه می کردی آثار سجود را بر پیشانی به خوبی می یافتی وابهتش تو را به تواضع در مقابلش وا می داشت و با نگاه به او انسان به یادخداوند می افتاد.

آثار بابرکت

محدث گرانسنگ علی بن مهزیار با عنایات خداوند علومی را که جایگاهشان سینه پهناور او بود بر روی کاغذ آورد و از خود آثاری گرانقدری به جای گذارد شیخ طوسی می نویسد:«علی بن مهزیار اهوازی عالمی جلیل القدر و کثیرالروایه بود و برای او سی و سه کتاب است ».

مرحوم نجاشی کتابهای او را در کتاب رجالی خویش بر شمرده است، «کتاب وضو»،«صلاه »، «زکات »، «صوم »، «حج »، «طلاق »، «حدود»، «دیات »، «عتق وتدبیر»، «تجارات و اجارات »، «مکاسب »، «تفسیر»، «فضائل »، «مثالب »،«دعا»، «تجمل و مروه »، «مزار»، «رد بر غلات »، «وصایا»، «مواریث »،«خمس »، «شهادات »، «فضائل مومنین »، «تقیه »، «صید»، «اشربه »، «نذورو ایمان » و «کفارات ».

در محضر اساتید

علی بن مهزیار توفیق درک بزرگانی از فقهاء و محدثین را داشت بزرگانی همچون:

محمد بن ابی عمیر، احمد بن اسحاق ابهری، احمد بن محمد بن ابی نصر، حسن بن علی بن فضال، حسن بن محبوب، حسین بن سعید اهوازی، حماد بن عیسی، صفوان بن یحیی،عبدالله بن یحیی، محمد بن اسماعیل بن بزیع، محمد بن حسن قمی، موسی بن قاسم،... آیت الله خوئی(ره) اساتید و کسانی که وی از آنان روایت نقل کرده را بیش ازپنجاه نفر ذکر کرده اند.

پرورش یافتگان

علی بن مهزیار اهوازی همانگونه که خود از محضر اساتید بهره می جست و وجود تشنه خود را سیراب می ساخت در گرد خویش عاشقانی را نیز پرورش می داد. آیت الله خوئی در کتاب رجالی خویش به بیش از بیست نفر از آنان اشاره کرده است. اینک به زندگانی تنی چند از آنان اشاره کنیم.

1- احمد بن محمد بن خالد برقی

این محدث نامی از فقهای نیمه دوم سده سوم است که به احمد بن ابی عبدالله برقی نیز مشهور است. کنیه او ابوجعفر است و ازاهالی کوفه بود که پس از قیام زید و زندانی شدن پدر بزرگش در دوران نوجوانی باپدرش به برقه قم گریخت و در آنجا ساکن می شوند. از تصنیفات احمد می توان به کتاب «اجتهاد»، «تبصره »، «طبقات »، «عجائب »، «تفسیر الحدیث »، «علل الحدیث »، ... اشاره کرد.

برقی نه تنها در میان علماء شیعه، حتی در میان اهل عامه نیز معروف است وبسیاری از آنان شاگردی وی را کرده اند. تاریخ وفات این راوی را بعضی سال 274هو بعضی دیگر سال 280 ه می دانند.

2- ابراهیم بن هاشم قمی

کنیه اش ابواسحاق است که اصالتا اهل کوفه بود و بعدهابه قم آمد و در جوار حضرت معصومه(س) ساکن شد.

شیخ طوسی در «فهرست » خویش می گوید: اصحاب، معتقدند که اول کسی که احادیث رادر قم منتشر ساخت ابراهیم بن هاشم قمی است.

وی در میان راویان دیگر از جهت کثرت نقل حدیث همتا ندارد. آیت الله خوئی تعدادروایاتی را که وی در سلسله سندش قرار گرفته بالغ بر 6414 روایت می داند.

ابراهیم بن هاشم دارای کتبی است از جمله: کتاب «النوادر» و «قضایای امیرالمومنین(ع »).

زیارتگاه عشاق

عاقبت عمر با برکت علی بن مهزیار بعد از سالیان سال زحمت و تلاش در مسیر احیای سنت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) پایان پذیرفت و خورشید وجودش غروب نمود و دوستان خود را به غمی جانکاه مبتلا ساخت گرچه از تاریخ وفات آن راوی جلیل القدر اطلاع دقیقی در دست نیست ولی سال رحلت او را حدود 254 ه تخمین زده اند. اکنون مزار شریف آن راوی بزرگوار در شهر اهواز دارای بارگاه و بقعه ای مجلل است و همه روزه خیل مشتاقان را پذیراست و مردم با عشق اهل بیت مرقد آن راوی اهل بیت را زیارت می کنند.

سخنان ماندگار

علی بن مهزیار اهوازی در سلسله سند347 روایت واقع شده و درابواب مختلف فقه دارای روایت است در پایان تعدادی از روایت هائی را که علی روایت کننده آنهاست تقدیم می داریم باشد که در گوشه قلبتان جای گیرند.

زیارت حسین علیه السلام افضل است یا زیارت امام رضا علیه السلام

علی نقل می کند از امام جواد(ع) سوال کردم فدایت شوم زیارت علی بن موسی الرضا(ع) بهتر است یا زیارت حسین بن علی(ع) حضرت فرمودند:

زیارت پدرم از زیارت امام حسین(ع) افضل است چرا که حضرت را تمام مردم زیارت می کنند ولی پدرم را زیارت نمی کند مگر خواص از شیعه.

مقیم خانه حق باش

در روایتی دیگر علی بن مهزیار می گوید: از امام هادی(ع) سوال کردم آیا ماندن در مکه فضیلتش برتر است یا خروج از آن و اقامت در شهرهای دیگر؟

حضرت در جواب مرقوم فرمودند: ماندن نزد خانه خداوند برتر است.

پاداشی بس بزرگ

علی می گوید خدمت امام جواد(ع) عرض کردم کسی که قبر حضرت رضا(ع) را زیارت کند چه پاداشی نصیبش خواهد شد؟ حضرت فرمودند:

به خداوند قسم پاداش او بهشت است.

کدام عمل محبوبتر است

علی بن مهزیار از امام جواد(ع) نقل می کند که حضرت فرمودند:

هیچ عملی نزد خداوند متعال از عملی که مدام باشد اگر چه عمل کوچکی باشدمحبوبتر نیست.

خداوند متعال روح آن راوی نور را با پیشوایان معصوم(ع) محشور گرداند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


نوروزتان پیروز

مدیر وبلاگ : ماز یار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :