تبلیغات
این جا همه چی در هم ه - داستان های عبرت آمیز
 
این جا همه چی در هم ه
دوشنبه 24 خرداد 1389 :: نویسنده : ماز یار

بسمه تعالی

روزی حضرت عیسی(ع)از سر زمین اردن به طرف بیت المقدس می رفت در راه به همراهان فرمود:درفلان جا الاغی همراه باکره اش می چرد آن الاغ رابه اینجا بیاورید.فرمان اطاعت شد .حضرت بر آن سوار شد وبه شهر اورشیلم وارد گردید. درآن جااز چندبیمارسخت عیادت کردوبهاذن خدابه آنها شفا دادسپس به بیت المقدس گردید درآنجابعضی ازآن حضرت پرسیدند:ای رسول خدا به ما خبر بده پایان دینا چگونه است وچه کسی خواهد بود ؟ حضرت :به شما خبر می دهم که بعد من پیامبری خواهد آمد که نام او احمد است.یکی از فرزندان او حجت خدا بر انسانها خواهد بود .او پس از آنکه زمین پرظلم شد قیام می کند وجهان را پر از عدل وداد می نماید .من در زمان او ازآسمان فرود می آیم وظهورمن نشانه ظهور قیامت خواهد بود.

قر ض

روزی حضرت علی (ع)برای قرض کردن مقداری جوبه نزد مردی یهودی رفت وچادر حضرت فاطمه راکه از پشم بود نزد مرد یهودی گروگذاشت تازمانی که قرضش رابدهد وچادر راپس بگیرد .مرد یهودی چادر رابه خانه بردودر اتاقش آویخت هنگام شب زن مرد یهودی به داخل اتاق رفت ،دیدتمام اتاق روشن است.هراسان به نزد شوهرش آمد وآن چه راکه دیده بود برای اوبیان کرد.مرد یهودی باشنیدن سخنان زنش تجعب کرد وبه سرعت به داخل اتاق رفت ودیدنور ازآن چادر است که آنجا مثل روز روشن کرده است .بیشتر متعجب شد وبه همراه زنش به خانه ی نزدیکان خودرفت و80نفر ازآنان رابه خانه خود آورد ند تاجریان رااز نزدیک ببینندآنان وقتی آن نور را مشاهده کردند همگی به برکت آن اسلام آوردندومسلمان شدند.

دوستی که بریده شد

مردی همیشه همراه امام صادق بودوحضرت وی راخیلی دوست می داشت وهمیشه از او یاد می کرد. یک روز به اتفاق هم به بازا رکفشدوزها رفتند.آن مرد غلام سیاه پوستی داشت که بدنبال او حرکت می کرد. غلام سرگرم تماشای مغازه ها بود واز صاحبش دور افتاد،یار امام مرتب به پشت سرش نگاه می کرد وغلام رانمی دید.خیلی عصبانی وناراحت شده بود،ناگهان چشمش به غلام افتاد وگفت «مادر فلان! کجا بودی ؟»تااین جمله از دهان این مرد خارج شد،امام صادق با تعجب دست خودرا بلند کرد ومحکم به پیشانی خود زدوفرمود:به مادرش دشنام می دهی؟!من خیال می کردم تو مرد باتقوی وپرهیزکاری هستی ،وبا تو مدتها دوست بودم و درمجلس دوستان ویارانم از تو یادمی کردم خوب شد دانستم که تو دوست خوبی نیستی،زود ازمن دور شو.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


نوروزتان پیروز

مدیر وبلاگ : ماز یار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :